تبليغاتX
عاشقانه ها
سلام
سلام

امروز اومدم تا بعد از مدتها به این وبلاگ که داره خاک می خوره برسم

یادش بخیر یه زمانی عشقم این وبلاگ بود

حالا از این به بعد جبران این مدت رو می کنم

خلاصه ببخشید

حالا بعدا براتون می گم که چرا آپ نمی کردم

 

و اما امروز

می خوام یه شعر از مریم حیدرزاده که من خیلی ازش خوشم می یاد براتون بزارم

امیدوارم مفید باشه

آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو

تو نمي خواي بياي پيشم فقط به خاطر من
من ولي سرزنش مي شم فقط به خاطر تو

عشق تو پنهون ميكني فقط به خاطر من
من دلم و خون مي كنم فقط به خاطر تو

از دور تماشا ميكني فقط به خاطر من
من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو

از خوبيات كم ميكني فقط به خاطر من
رشته رو محكم مي كنم فقط به خاطر تو

تو خودت رو گم ميكني فقط به خاطر من
من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو

شعله رو خاموش ميكني فقط به خاطر من
شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو

تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من
دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو

يه روز مي شم بي آبرو فقط به خاطر تو
قربوني يه جست و جو فقط به خاطر تو

تو ام يه روز مي ري سفر فقط به خاطر من
خيره مي شن چشام به در فقط به خاطر تو

به من تو ميگي ديوونه فقط به خاطر من
جملت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو

تو من و بيرون ميكني فقط به خاطر من
قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو

ميگي از سنگ دلت فقط به خاطر من
يه عمره كه تنگه دلم فقط به خاطر تو

تو گفتي عاشقي بسه فقط به خاطر من
دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو

مي ري سراغ زندگيت فقط به خاطر من
من مي سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو

تو ميگي عشق يه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شكايته فقط به خاطر تو

ميگيري از من فاصله فقط به خاطر من
دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو

توميگي از اينجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو

رد ميشي از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو

ناز ميكني براي من قفط به خاطر من
من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو

نيستي كنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمي تونه بگذره فقط به خاطر تو

تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من
دلم كسي رو نمي خواد فقط به خاطر تو

مي گذري از گذشته ها فقط به خاطر من
مي رم توي نوشته ها فقط به خاطر تو

تو منو تنها مي ذاري فقط به خاطر من
من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو

دل رو گذاشتي بي جواب فقط به خاطر من
يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو

دلت شكسته مي دونم فقط به خاطر من
منم يه خسته مي دوني فقط به خاطر تو

آخر ازم جدا شدي فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

 

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در پنجشنبه 17 اسفند1385 ساعت 16:1 | لینک ثابت |


هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا 

                                بگيري خودتت را کوچک کني

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 28 اسفند1384 ساعت 22:33 | لینک ثابت |


به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟!

وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق

                   چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيس

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 28 اسفند1384 ساعت 22:33 | لینک ثابت |


تـحمل کردن زيباست ، اگر قرار باشـد روزي به تــــو برسـم انتـظار لحظه ها آسان است ، اگر

  قرار باشـد تــــو را ببينـم زندگي شيرين است ، اگر قرار باشـد مزه ي دستان تــــو را بچشـم

مشکلات حل مي شود ، اگر قرار باشـد روزي کنار تــــو باشـم اشک ها به لبخند تبديل می شود

                        اگر قرار باشـد تــــو را حتي يک بار ببوسـم

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 28 اسفند1384 ساعت 22:31 | لینک ثابت |

دوست دارم

 

 

 

walk with me in love
عاشقانه همراه من گام بردار


Talk to me
about what you cannot say to others
به من از آن بگو
كه توان گفتنتش را به ديگري نداري

Laugh with me
even when you feel silly
بامن بخند
حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني

Cry with me
when you are most upset

بامن گريه كن
آنگاه كه در اوج پريشاني هستي

Share with me
all the beautiful things in life
تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش

Fight with me
against all the ugly things in lif
e
در كنار من
با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن
Create with me
dreams to follow
با من
روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
Have fun with me
in whatever we do
در شادي هرچه ميكنم شريك باش
Work with me towards common goals
براي رسيدن به آرزوهامان
ياري ام كن

Dance with me
to the rhythm of our love
با آهنگ عشقمان با من برقص

Walk with me throughout life
بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم

Let us hug each other
at every step in our journey
forever
in love

بيا تا ابد در هرقدم از اين سفر يكديگر را عاشقانه در آغوش گيريم

 

 ***************

 

بگذار ستاره ي گم گشته ي آسمانت

فرياد کند تو را

تا در اين ازدحام بي رحمانه

تصوير تو نمايان شود.

بگذار بشکند تصوير شيشه ايي فاصله ها

بگذار غرور سنگي فرو ريزد

تا آزاد شويم از ناگفته ها.

.......

به من چيزي بگو

زيرا

هر کلمه در انتظار توست

براي تفهيم شدن.

بگذار روح تازه ي تو

براي هر فصل جوانه هاي عاشقانه زند

تا تکرار شود حضور دوباره ي توبراي پروانه ها.

.......

ببين که دردي در ما بيداد مي کند

پس بيا و بگذار

دردها در شمارش لحظه ها هدر شوند

و خاطرات خاکستري به خواب ابدي روند

زيرا

خورشيد ما در انتظار طلوعي بي تابي مي کند

و چه باک از اين همه ترديد

که غروب چه وقت خواهد رسيد

بگذار معجزه ي تو

قانون تلخ حقيقت را بشکند.

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در سه شنبه 23 اسفند1384 ساعت 16:29 | لینک ثابت |

مردن
میگن عشق عاشق با ندیدن کم نمی شه

درسته

ولی عمرش چی اون هم کم نمی شه؟؟؟

.

عمرمو کم نکن
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در دوشنبه 22 اسفند1384 ساعت 10:33 | لینک ثابت |

نغمه عشق...
می نویسم از تو!
از تو ای شاد ترین، ای تازه ترین....
تو که سرسبز ترین منظره ای
تو که سرشار ترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم
تو که سنگ صبورم بودی...
در تمام لحظاتی که خدا، شاهد غصه و اندوهم بود
به تو می اندیشم...
به تو می بالم...
و از تو می گیرم، هر چه انگیزه درونم دارم....
من شباهنگام، آندم که تورا نزد خود میبینم
بهترین آرامش، برترین خواهش و احساس نیاز
در دلم می جوشد...
روزها می گذرد!
عشق ما، رو به خدایی شدن است
رو به برتر شدن از هر حسی
که در این عالم خاکی پیداست...
دوستت میدارم!
از همین نقطه خاکی...
تا عرش
دوستت میدارم!
از زمین تا بخدا....
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در دوشنبه 22 اسفند1384 ساعت 10:0 | لینک ثابت |


گاه ارزو مي کنم ، مي توانستي چند صباحي چون من باشي ...

بينديشي آن چيز که من مي انديشم ؛

ببيني آن چه من مي بينم ؛

احساس کني آن گونه که من احساس مي کنم ؛

دريابي آشفتگي ، ترس ، تحسين و دوستي را که نسبت به تو احساس مي کنم ، همه را يکباره و با هم

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 21 اسفند1384 ساعت 9:37 | لینک ثابت |


نه دیگر حرفی ازشبنم ،نه عشقی واضح و مبهم

نگاهت خوب فهمانده که تو دیگر نمی مانی

 

نه دیگر حرفِ آ ینده ، نه بر لبهایمان خنده

دو دیوانه ، دو بازنده ، در این بازی ، چه مِیدانی!

 

نه دیگر آ ن رسیدن ها ، نه شوق و ذوق ِ دیدنها

نه سوی هم دویدن ها ، عقب رفتیم پنهانی

 

نه دیگر نامه ای چیزی ، نه آن اشکی که می ریزی

نه در تقویم ِ رومیزی ، قرار روز دیداری

 

نه دیگر فال و نه حافظ ، نه دیگر غیر ِ تو هرگز

نه آن شاخه ِ گل ِ قرمز، نه گل ماند و نه گلدانی

 

نه دیگر قصه ً مجنون، نه حرف از عشق ِ بی قانون

نه ماندن ساعتی بیرون ، نه رفتن زیر ِ بارانی

 

نه دیگر طعم ِ لالایی ، نه دیگر بی تو تنهایی

نه دیگر کی تو می آ یی ، همه گم شد به آسانی

 

نه حرفی از دوستت دارم،نه از عشق ِ تو بیمارم

نه تا آ خر تویی یارم ، هوا سردست و طوفانی

 

نه دیگر نا مه ای یادی ، نه حرف از صید و صیادی

چه کاری دست من دادی ، دل ِ گمراهِ زندانی

 

نه دیگر شور ِ لبخندی ، نه حرف از بعد و پیوندی

نه می خندم ، نه می خندی در این شبهای طولانی

 

نه دیگر صحبت از نازی ، نه حرف از بال پروازی

نه تصمیمی به آ غازی ، در این شبهای پایانی

 

نه حرف از خواب و رویایی ، نه حرف از فتح دنیایی

نه قایق توی دریایی ، سکوتست و پریشانی

 

نه دیگر عذر و کوتاهی ، نه دیگر معذرت خواهی

نه ماندن بینصد را هی ، نه خط ِ روی پیشانی

 

نه دیگر گفتگو کردن ، نه چیزی آرزو کردن

نه حرفی رو به رو کردن ، فرا موشت شدم آ نی

 

نه حر فی از شهامتها ، نه در بوسه خجالتها

نه آ ن گونه حسادتها تو حق داری نمی دانی

 

حرامم شد شب بی تو ، همین فردا بیا پیشم

نگو ، جای تو من گویم ، هنوزم دوستت دارم

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 21 اسفند1384 ساعت 9:36 | لینک ثابت |


زندگي زيباست نه در رويا ...... بوسه زيباست نه براي هوس ....... پرنده زيباست نه براي قفس ....... دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن براي حس كردن

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در شنبه 20 اسفند1384 ساعت 21:20 | لینک ثابت |


زندگي زيباست نه در رويا ...... بوسه زيباست نه براي هوس ....... پرنده زيباست نه براي قفس ....... دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن براي حس كردن

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در شنبه 20 اسفند1384 ساعت 21:19 | لینک ثابت |


با سلام

اگر می خواهد به یکی از میلیاردران بزرگ تبدیل شوید به وبلاگ جدید من سر بزنید

وبلاگ جدید

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در یکشنبه 14 اسفند1384 ساعت 10:16 | لینک ثابت |


تونيستي كه ببيني چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاري ست ! چگونه عكس تو در برق شيشه‌ها پيداست! چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است! تو نيستي كه ببيني ، چگونه پيچيده ست طنين شعر تو در ترانة من. تو نيستي كه ببيني ، چگونه مي‌گردد نسيم روح تو در باغ بي جوانة من. چه نيمه شبها ، كز پاره‌هاي ابرسپيد به روي لوح سپهر تو را ، چنان كه دلم خواسته ست ، ساخته‌ام! چه نيمه شب ها ـ وقتي كه ابر بازيگر هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير به چشم هم زدني ميان آن همه صورت ، تو را شناخته‌


نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در شنبه 22 بهمن1384 ساعت 15:28 | لینک ثابت |

وبلاگ جدید
سلام به تمامی بازدید کنندگان وبلاگ عاشقانه ها

از امروز وبلگ جدید من راه افتاد که مضوع و محتوای آن آهنگ و دانلود آهنگ هستش

هر کسی هر آهنگی رو می خواد توی قسمت نظرات بنویسه تا براش بگذارم

اینم آدرسش وبلاگ جديد Musichack.blogfa.com

نظر يادتون نره !!!!

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در جمعه 14 بهمن1384 ساعت 15:4 | لینک ثابت |

نكته دهم
زياد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها هنگامي اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در جمعه 14 بهمن1384 ساعت 14:54 | لینک ثابت |

نکته نهم
 

به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه خواهد آمد فکر کن

 

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در چهارشنبه 5 بهمن1384 ساعت 13:47 | لینک ثابت |

مدل دوست داشتن آدما

مي گي بارونو دوست داري بعد با چتر مي ري زيرش

مي گي گلو دوست داري بعد از شاخه مي چينيش

مي گي پرنده رو دوست داري بعد توي قفس نگهش مي داري

بعد وقتي مي گي منو دوست داري مي خواي نترسم!

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در شنبه 17 دی1384 ساعت 20:4 | لینک ثابت |

نکته هشتم

 

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در شنبه 17 دی1384 ساعت 19:57 | لینک ثابت |

نکته هفتم
تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای یک نفر یه دنیا هستی

نظر بديد

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در پنجشنبه 15 دی1384 ساعت 15:40 | لینک ثابت |


دلم طاقت نشستن ندارد وقتي به چشمهايم مي نگري چشمهايم تحمل نگريستن ندارد وقتي مرا مي نوازي روحم پر مي کشد وقتي با من سخن مي گويي زبانم هم که بند مي آيد تو بگو چه کنم با اين همه التهاب که همه از دوست داشتن توست غزل هايم را فراموش مي کنم از سهراب يا نيما، فروغ يا شهريار چيزي به ياد نمي آورم فقط بايد زمزمه کنم زير لب به گونه اي که تو نيز بشنوي کسي درون من است که از دريچه چشمم به کوچه مي نگرد کسي درون من است
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در سه شنبه 13 دی1384 ساعت 18:26 | لینک ثابت |

نكته ششم
هرگز لبخند را ترك مكن حتي وقتي ناراحتي چون ممكن است كسي عاشق لبخند تو شود

 

نظر بديد

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در سه شنبه 13 دی1384 ساعت 18:16 | لینک ثابت |

نکته پنجم
بدترین شکل دلتنگی این است که منار مس باشی ولی بدونی هیچ وقت به او نمی رسی

 

دوست دارم

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در سه شنبه 13 دی1384 ساعت 18:5 | لینک ثابت |

نكته چهارم
 

دوست واقعي كسي است كه دستان تو را بگيرد ولي قلبت را لمس كند 

دوستت دارم

 

 

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در پنجشنبه 1 دی1384 ساعت 13:54 | لینک ثابت |

نكته سوم

اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد به آن معني نيست كه تورا با تمتم وجودش دوست ندارد.
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در پنجشنبه 24 آذر1384 ساعت 15:21 | لینک ثابت |

نكته دوم
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد چون كسي كه چنين لياقتي دارد باعث ريختن اشكهاي تو نمي شود
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در چهارشنبه 23 آذر1384 ساعت 13:54 | لینک ثابت |

نكته اول
من طي پستهايي مي خواهم نكته هايي براي زندگي رو به شما بگوييم اميدوارم كه خوشتون بياد

نكته اول:


دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلكه به خاطر شخصيتي كه من هنگام باتو بودن پيدا مي كنم
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در سه شنبه 22 آذر1384 ساعت 16:2 | لینک ثابت |


ميان بيابان و دريا نشسته بودم....
آب دريا را با دست به بيابان می ريختم تا بيابان را سيراب کنم....
مدتها گذشت.....
دريا تشنه بود....دريا کوير شد و کوير دريا....
به کار بيهوده خود خنديدم.....
چرا سعی دارم تو را متقاعد کنم که مرا دوست داشته باشی؟
مگر عشق زوريست؟

 

سلام

 
 

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در جمعه 11 آذر1384 ساعت 16:32 | لینک ثابت |


آخه من هيچي ندارم كه نثار تو كنم
تا فداي چشماي مثل بهار تو كنم
ميدرخشي
مثل يك تيكه جواهرتوي جمع
من مي ترسم عاقبت يه روز قمارت بكنم
من مثل شباي بي ستاره سردوخاليم
خب ميترسم جاي عشق غصه رو يار تو كنم
تو مثل قصه پر از خاطره هستي نمي خوام
من بي نشون تورو نشونه دارت بكنم
تو كه بيقرار ديدن شب و ستاره اي
واسه ديدن ستاره بيقرارت بكنم
مثل دريا بيقراري نمي توني بموني
من چرا مثل يه بركه موندگارت بكنم
من مثل شباي بي ستاره سردوخاليم
خب ميترسم جاي عشق غصه رو يار تو كنم
تو مثل قصه پر از خاطره هستي نمي خوام
من بي نشون تورو نشونه دارت بكنم
 
******
 
آسمان به وسعت سينه ي توست
سكوت تو گوياي ناگفته هاست
نگاه خسته ات انعكاس آفتاب است ،
وقلبت ، زلال تر از همه ي آيينه هاست
دستان پرمهرت ، آيتي از سخاوت خورشيد است وعطر حضورت ،
فضاي خانه را از شميم عاطفه پر مي كند
تو همسفر روياهاي مني
من در دعاهاي سحري توام
تو در اعماق قلبم ريشه داري....
 
****
 
كسي مانند من تنها نماند
به راه زندگاني وانماند
خدا را در قفاي كاروان ها
غريبي در بيابان جا نماند
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در دوشنبه 16 آبان1384 ساعت 8:2 | لینک ثابت |


تو کدوم کوهی که خورشید.. از تو دست تو میتابه

چشمه چشمه ابر ایثار.. روی سینه تو خوابه

تو کدوم خلیج سبزی .. که عمیق اما ذلاله

مثل آیینه پاک و روشن ... مهربون مثل خیاله

کاش از اول میدونستم.. که تو دستای نجیبت

مرحمی داری برای زخم این همیشه خسته

کاش از اول میدونستم.. که تو صندوقچه قلبت

کلیدی داری برای... درای همیشه بسته

تو به قصه ها شبیهی... ساده اما حیرت آور

شوق تکرار تو دارم. وقتی میرسم به آخر

تو پلی پل رسیدن... روی گردابه تردید

منو رد میکنی از رود... منو میبری به خورشید

کاش از اول میدونستم.. که تو دستای نجیبت

مرحمی داری برای زخم این همیشه خسته

کاش از اول میدونستم.. که تو صندوقچه قلبت

کلیدی داری برای... درای همیشه بسته
نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در دوشنبه 16 آبان1384 ساعت 7:40 | لینک ثابت |


اگه كسي ديونه ات بود عاشقش باش

اگه عاشقته دوسش داشته باش

اگه دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه نشون داد ، فقط بهش يه لبخند بزن

اينطوري وقتي هميشه ازش يه پله عقب تر باشي

اگه يه وقتي خسته شد و يه پله ازت عقب موند تازه ميشيد مثل هم

********

 

نوشته شده توسط سعید پیش آهنگ در جمعه 6 آبان1384 ساعت 15:35 | لینک ثابت |